ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
423
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
5 - دروغ در اعمال ، و آن اين است كه اعمال ظاهرى وى دلالت بر صفتى در باطن او مىكند كه فاقد آن است ، و به عبارت ديگر باطنش مثل ظاهرش و يا بهتر از آن نيست . و اين حالتى است غير از ريا ، زيرا رياكار كسى است كه در اعمال خود غير از خداى تعالى را در نظر دارد ، و چه بسيار كه شخصى در نماز به حال خشوع ايستاده است و مقصودش مشاهده و ديدن كسى غير از خدا نيست ولى در دل از خدا و از نماز غافل است ، به طورى كه اگر كسى به خشوع و فروتنى و تضرّع ظاهريش بنگرد گمان مىكند كه به تمامى وجود از همه چيز و همه كس بريده و به حضرت پروردگار پيوسته ، و ما سواى او را از صفحهء دل محو نموده ، و حال آنكه بكلَّى از خداى تعالى غافل و به امور دنيوى متوجّه است . و همچنين گاهى مردى چنان با آرامش و وقار راه مىرود كه بيننده او را با سكون خاطر و آرامش دل مىانگارد ، در حالى كه درونش متّصف به اين صفت نيست . پس چنين شخصى در عمل كاذب است هر چند رياكار هم نيست كه به خلق التفات داشته باشد . و نجات از اين گونه دروغ جز با يكسان كردن درون و بيرون يا بهتر ساختن باطن از ظاهر ممكن نيست . و اين گونه دروغ گاهى از رذائل قوهء شهوت است و گاهى از رذائل قوهء غضب ، و زمانى از پستى و تباهى قوهء مدركه ، كه باعث آن هم وجود وسوسه هاست . 6 - دروغ در مقامات دينى ، مانند دروغ در خوف و رجاء ، و زهد و تقوا ، و حبّ و تعظيم ، و توكَّل و تسليم ، و ديگر فضائل اخلاقى ، زيرا براى اين فضائل مبادى و اصولى است كه نامهاى آنها با تحقّق و ظهور آنها قابل اطلاق است ، و نيز حقايق و لوازم و غاياتى دارند كه صادق حقيقى كسى است كه به آنها نائل شده باشد ، و هر كه به آنها نرسيده باشد در ادعاى خود كاذب است . مثلا مبدأ خوف از خداى تعالى ايمان به خداست ، و حقيقت خوف سوز و درد درون است ، و لوازم و آثارش زردروئى و لرزش اندامهاى تن و تيرگى معيشت و پريشانى فكر ( در امر دنيا ) و امثال اينهاست . و غايات و نتايج آن اجتناب از گناهان و بديها و مواظبت بر طاعات و عبادتهاست . پس هر كه به خداى تعالى ايمان داشته باشد خائف بودن از خدا بر او صدق مىكند و نام خوف را مىتوان بر او اطلاق كرد ، جز اينكه اگر سوز دل و تيرگى زندگى و كوشش در عمل همراه آن نباشد خوف او كاذب است ، و اگر